87/08/04
غریبانه...
"منت خدای را......."
وقتی می ری یه امام زاده ی کوچیک توی یکی از روستاها می بینی
چه گنبد و بارگاهی دارن و شاید فقط غصه بخوری واسه ی اسمونی ترین
خاک نشینای زمین!
یه بقیعه یه مدینه یه امامی که حرم نداره...
کسی نیست تا روی قبرش یدونه شمع بزاره....
دل بی تاب دیگه شد اب که تو افتاب نه سایبونی داره..
نه یه خادم نه یه زائر نه کنارش یه روضه خونی داره..
....
اینجا بقیع ...اینجا کبوترا خاکی می شن...
چند هزار شاگرد...یه دانشگاه ـ حوزه ی بزرگ...اینجا بقیع..
حتی یه ضریح نداره...یه زائرنداره ...یه خادم نداره...
نوشته شده توسط من در 1:15 | | لینک به این مطلب
