"منت خدای را..."
سال ها می گذرد حادثه ها می اید...
اسم ۱میلیون متر مکعب فضای ورزشی رو باید جزو خوب های سال ۱۳۸۷
ثبت کرد...
اما هیچ کاری اصلا به موفقیت تیم های ملی ورزشی نداشته باشید...
دل خوش سیری چند؟؟!!
سفر رئیس محترم جمهوربه استان قم با اعتراض مراجع عظیم الشان به
وضعیت اسفبار اقتصادی و گرانی وتورم و افزایش فشار بر اقشار ضعیف
و هزاران اعتراض نگفته و محرمانه ی دیگر نور باران شد...
سخنان تکراری که با سخنرانی های قبلی ایشان حتی در "نقطه و واو و از"
برابری می کرد (در استان های دیگر و حتی سازمان ملل) اصلا عجیب و جالب
توجه نبود...
بسته ی پیشنهادی بانک مرکزی هم جالب توجه بود البته سر بابام همچنان از
زور تاسف اینطرف اونطرف می شد...الله اعلم
راستی وزیر کشور تهدید کرده بود می خواهد استعفا دهد..اما شنیدم دست
پیش رو گرفتن که پس نیفتن ...یعنی گفتن بعد از انتخابات برکنارش می کنیم..
اخی زیر ابشو خودش زد..
همین....
"منت خدای را..."
معموله برای جشن تولد کیک درست می کنن..!!
ولی اینبار یه عده برای کیک جشن تولد گرفتن!!؟؟
البته اگر رادیو ــ تلویزیون گوش فلکو کر نکنه مطمئنا کسی یادش نمی مونه
بیست فروردین چه روزیه؟؟!!
بیست و نه اسفند که روز ملی شدن صنعت نفت در عوض به یاد موندنیه البت
اینو من نگفتم , برادرم گفت که داشت تو تقویم می گشت دنبال یه تعطیلی ...
مادر بزرگم تا تیتر خبرو دید شروع کرد که اره مادر خدا خیرشون بده کیک زردم
بالاخره مملکت لازم داشت , چشمایه مبهوت من تا یک ساعت رو مامان بزرگ
همینطوری زوم موند...!!
معامله ی یه تیکه از خاک (دقیقا نمی دونم چند کیلومتر) یا بهتر بگم اب , به جایه
فقط شش تا کامیون سوخت هسته ای؟؟؟؟
خواستم عرض احترامی به "حق مسلم ماست" کرده باشم .
همین
منت خدای را.......
به رسم ادب و عادت سال نو مبارک...
خوش حالم که همه خوش حالن !!
بهار امسالم رسید ...عین بیست و یک سال پیش که رسیده بود...
من امیدوارم هشتاد و هفت برای همه "به " رسیده باشه...
شده یه وقتایی ظرفیت دلتون تموم شه؟
شده رو سردر دلتون بنویسین پایان تحمل؟؟
چند وقتی هست کرکره ی خوش حالی و سرخوشی رو دادم پایین
چند وقتی هست دلم تنگه...
خیلی وقته که این شکلی شده دیگه ,این خرداد که بیاد می شه یکسال ...
وقتی انقدر زود و تند وسریع از کنار چینی نازک تنهاییت رد بشن حتما ترک برمیداره...
با اینکه بندش زدم بی فایده است..
قدیمیا راست می گفتن چینی بند زده دور ریختنیه...
اما دل بند زده چی؟؟؟
حول حالنا رو امسال محکمتر و ملتمس تر خوندم ...حیف که دلم نلرزید...اصلا تکون نخورد...
سال جدیدم اومد!!
اما من خیلی خسته تر از فروردین۸۶ شروع کردم
می ترسم,خیلی می ترسم که ۸۷ تموم شه و من هنوز خسته باشم..
خدا وکیلی بعد از این همه وقت برام خیلی سخت بود که اپ کنم اما فقط از روی یه نفر
خجالت کشیدم ؟؟؟!!!
همین..
فعلا تا بعد..

