"منت خدای را..."
وحدت ورژن ۲۲بهمن۱۳۸۶ (این تصاویر کاملا ارجینال است؟؟)

خدمت ورژن ۲۲ بهمن ۱۳۸۶(این تصاویر ارشیوی نیست؟؟)

ایمان ورژن ۲۲بهمن ۱۳۸۶(اینجا تهران است؟؟)

رحم ورژن ۲۲ بهمن ۱۳۸۶(الان قرن بیست و یکم است؟؟)

ایثار ورژن ۲۲ بهمن ۱۳۸۶( عصر منفعت طلبی شخصی است؟؟)

غیرت به سبک ایرانی ورژن ۲۲ بهمن۱۳۸۶(ما تحریم شده ایم؟؟)

خوشحالی ویژه ی نسل چهارمی ها ورژن ۲۲ بهمن ۱۳۸۶

شنیدم یاهو دیگه برایه ایرانیا ایمیل درست نمی کنه؟؟؟!!!
شنیدم انرژی هسته ای برایه ایران ممنوع است؟؟؟؟!!
شنیدم ایران حتی از نظر دارویی هم تحریم شده؟؟؟!!!
شنیدم ایران داروی جدید کشف کرده؟؟؟!!!
شنیدم ایران ماهواره فرستاده؟؟؟!!
شنیدم ایران سی ساله تحریمه؟؟؟؟!!!
؟؟؟ایندگان چه خواهند کرد؟؟؟
"منت خدای را..."
امشب دلم برایه, یه دوست گرفته...دعوا کردیم...سر یه سه نقطه ی لعنتی...
موندم که من اشتباه کردم یا ...
حتما من؟؟؟...چون من وظیفمو درست انجام ندادم...
بجز اینکه از عواقبش می ترسم...
بجز اینکه دلم می گیره که امشب جوابه سلاممو به زور داد...
بجز اینکه باهام سرو سنگین بود...
بجز اینکه یه لحظه عصبانی شدم و بد حرف زدم...
بجز اینکه براش احترام زیادی قائلم...اندازه ی یک عالمه ادم ,باهم...
بجز اینکه دلم نمی خواد ازش یاد گرفتنو از دست بدم...
بجز اینکه منم مجبورم...
بجز اینکه اونم مامورو معذوره...
بجز اینکه گفت: از رفتارت ناراحت نیستم ولی من خجالت زده بودم...
بجز اینکه خودش بزرگوار بود ...
بجز اینکه در جواب عذر خواهی واقعا احمقانه و پر توقعی محض من
می گفت :بزرگواری می کنین...
بجز اینکه در جوابم خیلی خشک گفت زنده باشین...
بجز اینکه گفت :از دستت دلگیرم و عصبانی و ناراحت و کدر...
بجز اینکه باهام خداحافظی کرد و رفت در حالیکه واقعا نرفته بود...
بجز اینکه گفت :بزار فکر کنم راجع به همه چیز...
بجز اینکه دلم نمی خواد تصمیمی قاطع بگیره...
بجز اینکه تا حالا ده دفعه باهام حرف زده ولی من نفهمیدم و ادم نشدم...
حتی جریمه ام شدم...
بجز اینکه قمقمه ی نصفم ,فقط صدا دارم...در نتیجه خیلی ادعام می شه الکی...
بجز اینکه من تویه جدی نقطیدن کمم و خیلی کوچیکو یا شایدم اصلا نیستم...
قد یه کلاس اولی...
بجز اینکه نمی دونم ولی و سه نقطه ای که گفت چه معنایی داشت...
بجز اینکه نگران اونیم که تویه سه نقطه نوشته نشد...
بجز اینکه ازش توقع دارم دستمو بگیره... تو این راهی که توش ناشیم...
منو برسونه...(می دونم خیلی پر توقعم)
بجز اینکه گفت: اصراری ندارم برایه ادامه دادن...
بجز اینکه من اصرار دارم...به هر قیمتی...
چون خودش گفت: تو بی کله بیا(ترسو نباش)...کمکت می کنم...
بجز اینکه نگرانم...از نتیجه ی فکر کردن...
بجز اینکه امیدوارم نیاد وبلاگمو بخونه...
بجز اینکه به قول یه نفر چاره ای جز اموزش مجازی(از راه دور) ندارم...
بجز همه ی اینا, امشب دل منم یه عالمه ستاره می خواد...
که شب بی فروغ پشیمونیمو روشن کنه...
باید بگردم دنبال لایف استایل ۵۷ در حالیکه تو لایف استایل ۸۶ موندم...
دیگه متنفرم از چهار شنبه سوری و کوکتل مولوتوف...
" منت خدای را..."
لطفا تمدن غربی را سیاحت کنید...
شاید با فاصله ی چند هزار متری از خانه ی شما ایران...
اشغال عراق و گسترش روسپیگری
پیش پرده:
با حضور اخیر نیروهای ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپی گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه جانی دوباره گرفته است..
پرده ی اول:
روسپیگری نظامی از دیرباز در اطراف پایگاه ارتش ایالات متحده در فیلیپین، کره جنوبی، تایلند و سایر کشورها، وجود داشته است. از زمانی که دولت این کشور تصمیم گرفت تا نیروهای خود را به بسیاری از کشورهای مسلمان گسیل دارد، امکان اعلام عمومی نیاز به زنان روسپی برای پرسنل ارتش آمریکا وجود نداشت.
پرده ی دوم:
اما با حضور اخیر نیروهای ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپی گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه جانی دوباره گرفته است یکی از تغییرات کلیدی به وجود آمده در نیروهای نظامی ایالات متحده در سالهای اخیر، به حضور گسترده پیمانکاران بخش خصوصی باز میگردد. باید بدانید که تعداد افراد تحت پوشش این پیمانکاران هم اینک از تعداد سربازان آمریکایی حاضر در خاک عراق فراتر رفته است.
پرده ی سوم:
به عنوان مثال باید بدانید که کارکنان شرکت دین کورپ به قاچاق زنان در جنگ بوسنی مشغول بودند و گفته میشود که این شرکت در عراق نیز فعالیتهای مشابهی دارد.
پرده ی چهارم:
پیش از آغاز رسمی جنگ خلیج فارس در سال 1991 میلادی، ارتش ایالات متحده که در خاک عربستان سعودی مستقر گردیه بود. از ترس عکس العمل میزبان، از اقدامات روسپی گرایانه احتراز مینمود.
اما در هنگام بازگشت این نیروها، کشتیهایشان در بنادر لنگر میانداخت. پس از جنگ خلیج فارس نیز، تحریمهای اقتصادی بیرحمانه، بسیاری از زنان بیپناه عراقی را مجبور نمود تا به تن فروشی دست بزنند . بدین ترتیب، تجارت سکس در سال 1999 میلادی تا چنان حدی گسترش یافت که صدام حسین به نیروهای شبه نظامی خویش دستور داد که این فعالیتها را در بغداد قلع و قمع نمایند، اقدامی که به دستگیری بسیاری از این زنان منجر شد.
پیش تراژدی:
اما به دنبال اشغال نظامی عراق در مارس سال 2003 میلادی و تنها پس از گذشت چند هفته روسپی گری در عراق آغاز گردید. اینک جنگ عراق، مدت زمانی 8 برابر جنگ خلیج فارس به دراز کشیده و در این کشور، به پیمانکاران امنیتی خصوصی اتکای زیادی شده است. بدین ترتیب، حوزه اجرای قانون امریکایی ممنوعیت قاچاق زنان که در ژانویه سال 2006 میلادی از سوی پرزیدنت بوش امضا گردید، این قانون شرکتهای پیمانکار خصوصی را شامل نمیشود.
تراژدی امروز یا پرده ی پایانی:
امروزه و در سایه ظهور مجدد روسپیگری، این هراس در میان مردم و مسئولان این کشور به وجود آمده است که دامنه آن، در سراسر جامعه عراق گسترش یابد. خانوادهها، دختران خود را در خانه نگاه میدارند تا نه تنها مورد شکنجه و یا قتل عام قرار نگیرند، بلکه بدین ترتیب دختران خویش را از ربوده شدن توسط عوامل تجارت روسپیگری هم محافظت مینمایند. البته تعدادی از گروههای مسلح نیز تعدادی از خانوادهها را مجبور میکنند که فرزندان خود را برای بردگی جنسی به فروش برسانند.
