"منت خدای..."
السلام علیک ایها الشهید.
السلام علیک یابن رسول الله.
السلام علیک یابن امیر المومنین وابن سید الوصیین .
السلام علیک یابن فاطمه الزهراء,سیده النساء العالمین.
امشب هرچی دل دل کردم, تا به اقای شب دهم سلام بدم,
دلم نیومد...بعضی شبا اینجوریه دیگه...
بعضی شبا که بدونی سپاه اقات دیگه علمداری نداره...
بعضی شبا که بدونی فردا دیگه زینب هیچکس و نداره...
بعضی شبا اینجوریه دیگه...
پارسال تاسوعا و عاشورا یادش بخیر...
اقا مقتل می خوند...شب عاشورا بود...
او می برید و من می بریدم
او از حسین(ع)سر,من از حسین(ع)دل
اشک می اومد ...اما...
تعجب نداشت که بعضیا فقط نگاه کنند..
اخه اونا نرفتن ...اونا ندیدن...نمی دونن چه خبر اونجا...
نمی دونن که حسین(ع) هنوزم غریبه...
هنوزم فریاد : "هل من ناصرا " پاسخی نداره...
هنوزم حسین(ع) تنهاست...
او می برید و من می بریدم...یادم می انداخت قتلگاه و...
یه ضریح کوچیک...یه چراغ قرمز توش روشن بود...
صدای شیون خیلی قبل از اینکه به درش نزدیک بشی به
گوش می رسید...
با اضطراب عجیبی که تویه این قسمت کربلا,از همه بیشتر
بود,ناخوداگاه فقط اشک می ریختی...
صدای شمشیر و سپر تویه گوشات می پیچید...
از در قتلگاه بیرون و که نگاه می کردی,یه گنبد ابی می دیدی..
تل زینبیه بود..یه کم اون طرف تر خیمگاه...
حالا خوب گوش میکنی...صدای فریاد های زینب...
با یه فاصله ی کم از تل زینبیه,خیمه گاه بچه های حسین(ع)
حالا دیگه فقط صدای گر گرفتن خیمه ها...
بوی اتیش...
فریاد بچه های اتیش گرفته...
حالا دیگه فقط صدای شیون می شنوی..
اره اینجا قتلگاه کربلا است...
اینجا اقا افتاده... زینب رو تل ایستاده...
و صدای بچه ها ,که از خیمه های اتیش گرفته فرار می کنن...
اینجا که دیگه نمی خوای بشنوی...
دیگه چشم دیدن نمی خوای...
دیگه تشنه ات نمی شه...
دیگه هیچوقت خجالتت تموم نمی شه...
دیگه جون نمی خوای...
از این به بعد از ذی الحجه...از زمان حرکت کاروان کربلا...
از دعای عرفه...از شنیدن اسم حسین(ع)...
از شنیدن یا ابوالفضل(ع)...
حالت بد..حالت خرابه...همه فکر می کنن عاشقی...
فکر می کنن حالت خوش نیست...
درست فکر می کنن ...اره تو دلت خوش نیست...
اره تو عاشقی...
اره تو دیوونه می شی ,وقتی می گن بین الحرمین...
چون تو دیدی... اما اونا ندیدن...
تو می سوزی هم پای خیمه های کربلا...
وقتی گلدسته ی لاجوردی عباس(ع), از ادب طلایی نمیشه...
وقتی می گن حسین(ع)
اره, تو می سوزی...
بی غیرتان مولای مارا مثله کردند
یعنی تمام انبیاء را مثله کردند...
به قول وحید جلیلوند:" عشقت ادمم کرده اقا"
"منت خدای را..."
چرا دختر ؟
چرا مسلمان؟
چرا شیعه؟
یک هفته ی پیش اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران:
روزنامه تايمز اعلام کرد:
هيلاري كلينتون (نامزد رياست جمهوري آمريكا) با يك عضو ستاد انتخاباتي خود
(كه يك زن مسلمان به نام همت عابدين است) رابطه جنسي دارد.

تمام هفته ی گذشته سکوت بود و همه ما به یک ااااا گفتن و نهایتا چه دور
زمونه ای شده ؟بسنده کردیم..
به نظرم چند تا نکته یادمون رفته!!!؟؟؟(کجان اقدامات انقلابی؟؟)
۱-حریفمون همه فن حریفه و دست پر ...با این اوصاف سکوت دیگه معنای
حیای اجتماعی رو نداره!!
پس سکوت ما چه معنایی می تونه داشته باشه؟؟؟!!
۲-از بچگی شنیدم که مرد مسلمونه و غیرتش.ببخشید کجاست غیرت مرد
مسلمون؟؟؟
یه سوال :: شما پیرو همون مولایی هستید که وقتی شنید یه زن به خونش
حمله شده و خلخال از پاش کندن ,گفت:مرد مسلمون اگر از زور غیرتش بمیره
حقه؟؟؟
لابد دروغ می گیم که پیروشیم...اگه راست می گیم, کو عمل؟؟؟
۳- یه سوال دیگه::وقتی این خبرو تویه اخبار خوندن چی به ذهنتون رسید؟؟
اگر حاشا نکنیم احتمالا اولین نکته ی قابل تامل این بود که زن بیل کیلینتونم
تو زرد از اب در اومد... خدا وکیلی کدوممون فکر کردیم که:
" اخه چرا زن مسلمون؟؟؟ " (البته دیوار حاشا همچنان بلند باد.الهی امین)
اما زندگی برای من همچنان ادامه داره...همچنان بی توجه...
شما چطور؟؟؟
"منت خدای را..."
خدا اخر عاقبت مملکت را با این افراد ضاله و مطرود به خیر کند...
اشتباه نکردید, رادیو جوانی ها را می گویم!!!
ندانسته یا به احتمال بسیار قوی دانسته با قران هم بازی میکنند...
من سه نقطه نیوز هستم (خوشبختم)
چرا با دلیل و مدرک من رو محکوم می کنید که من قصد و نیت خاصی
دارم؟...
اقایه دکتر(دکتر خجسته) یا بهتر بگم جناب مهندس (مهندس ضرغامی)
یه فکری به حال این فضای دشمن شاد کن رسانه ی ملی بکنید؟
مردم از بس عرق شرم ریختم جلویه اون اجنبی هایه حواس جمع که
دائم می خوان از ما اتو بگیرن...
شنیدم تازگیه پاتونو از گلیمتون بیشتر دراز کردید..تسنیم و این حرفا؟؟؟
البته می دونم شما نیت خیر دارید..فقط بعضی از مدیراتون , از نیت پاک
شما سوء استفاده می کنند.تازه دسته جمعی میان خرابکاری میکنن با
مدیر روابط عمومی و دست راست و ...این حرفایی که بهتر دیگه اشاره
نکنم تا عصبانیم نشم...
می خواید چند تا از گافاتونو بشمرم...چه بخواید, چه نخواید من می گم:
۱ـ حداقل یه کلاس ریاضی برایه مدیراتون بزارید که ۸ نفر شرکت کننده
تسنیم رو ۸ میلیون نخونند , اخه شما یا بهتره بگم مدیراتون یا بهتر تره
بگم اون دست راستشون...اخه این چه وضعیت ریاضیه؟ جناب مهندس
شما که مهندسید دیگه چرا؟؟
۲ـ حالا هر هفته نه,اما لااقل سالی یه بار که دکترجان می تونندشماره
چشم مدیرا رو چک کنند,که تعجب رو تویه چشمایه وزیر کشور نبینن...
اخه هشت نفرشرکت کننده هم تعجب داره؟؟؟!!!
۳ـ از اینکه قران را وجه المصالحه ی باز گرداندن بعضی ها که با توهین
به بعضی هایه دیگه که ازتلویزیون رانده شدن قرار دادید ,باید شرم کنید.
حالا شرم نکردید هیچ , مجری برنامه های قرانی اونم ۱ ساعت و نیم
میزارینش؟؟
به قول خارجی ها shame on you(شرم بر شما باد)
در اخر از اینکه این اصطلاح شرم اور و اجنبی پسند رو مجبور شدم
استفاده کنم صمیمانه عذرخواهی می کنم....
در نهایت این نتیجه گرفته می شه که دیگه هیچ خطایی تکرار نشه
حتی تسنیم, وگرنه هر چی دیدید از چشم خودتون دیدید!!!..
(با تشکر از دوستان سه نقطه نیوز یا همون رجا نیوز)
برای اطلاعات بیشتر از ماجرایه پیش امده به رجانیوز مراجعه کنید...
من گفتم ,پس فردا کافر شدید نگید نگفت؟؟
حالا خواه پند گیر ؟؟خواه ملال؟؟
در پايان از صاحبان وبلاگهاي ؛
شنیده می شوید ؛ آنجا تهران است – راديو جوان..وبا غزل نابجوونی
وخورشید بانو
تقاضادارم برداشتهاي خودرااز بيانات اين چنيني صاحبان انديشه به
رشته تحرير در آورند .

